اصلا به فکر نامه دادن به رئیسجمهور نبودم؛ ولی آنقدر ازدحام بود، آنقدر مردم برای نامه دادن به رئیسجمهور از خود شور و شوق نشان میدادند که ما را هم سر شوق آوردند. صندوقهای پستی خود دنبال مشتری میگشتند. حتی قلم و کاغذ هم به صورت صلواتی گیر میآمد. گفتیم حالا که هم گنجشک مفت است و هم سنگ، یک سنگی هم ما بیندازیم. نامه را نوشتیم و به صندوق پستی انداختیم. سه ماه نگذشت که جواب نامه توسط پستچی رسید. دوباره بعد از یک هفته به خانه زنگ زدند. دو سه هفته دیگر وقتی سراغ ایمیلم رفتم دیدم از دفتر آقای رئیس جمهور دارند توسط ایمیل هم نتیجه نامه را پیگیری میکنند. صادقانه بگویم اگرچه نامه من با توجه به شرایطی که داشتم به نتیجه نرسید؛ ولی این قضیه برای من یک اتمام حجت و یک شاهد عینی شد که قبول کنم واقعاً در این دولت یک تصمیم جدی برای رسیدگی به مشکلات مردم وجود دارد.
باغچه
یاداشتها، شعرها و قصههای مجید محبوبی
+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت
22:25 |

