من از آدمهایی هستم که به طور فطری احترام همه علما را دارم. به خاطر زحماتی که در راه ترویج اسلام متحمل میشوند همه بزرگواران را شایسته احترام میدانم. مخصوصاً به مراجع تقلید یک حرمت خاصی قایل هستم. حتی در مورد مشکلدارترین آنها هم به خود اجازه اسائه ادب نمیدهم و از دوستان وبلاگ نویس خودم نیز مخصوصا از دوستان نوجوان و جوان انتظار دارم از این حرمتها عبور نکنند. در روایات آمده است که کسانی که به اهل علم اهانت میکنند دچار بلا میشوند. البته انتقادهای سازنده و محترمانه و مؤدبانه با اهانت فرق دارد.
*
نکتهای که سالهاست مرا رنج میدهد تیترهای روزنامههای جریان دو خرداد است که از حضرت آیتالله صانعی با خط درشت میزنند. مثل: «هیچ کس قیم مردم نیست» «مردم احتیاج به قیم سیاسی ندارند» و از این تیترهای مشابه شاید بارها و بارها در روزنامههای سراسری و مخصوصا در روزنامههای محلی قم یک روز در میان به چشم میخورد. یعنی چه؟ چرا؟... واقعا چراهای زیادی در ذهن آدم صف میکشد! انگار معظم له حرفهای دیگری برای گفتن ندارند. این کلمه «قیم» انگار تکیه کلام ایشان است!!
* متاسفانه این تیترها آنقدر تکراری هستند که ارزش خودشان را از دست دادهاند و به حرمت معظم له نیز آسیب جدی وارد میکنند. ای کاش دوستداران آقای صانعی و اعضای بیت ایشان کمی به فکر حفظ شأن معظم له باشند و نگذارند از سخنان ایشان به نفع مواضع سیاسی احزاب گزینش شود.
*
در ماجرای اخیر هم وجداناً حق با مدیر مسؤول کیهان است. اگرچه ایشان میبایست اهمیتی نمیداد و ماجرا را بزرگ نمیکرد، ولی خوب کاریست که شده و مسلما دید بلند آقای شریعتمداری که عمریست در این عرصه تلاش میکنند با دید من کمترین فرق دارد. هر دو گفتار مستند است. بالاخره یکی باید تحریف شده باشد، یا حرفهای امام و یا حرفهای آقای صانعی. کیهان دلایل و مدارک را ارائه داده است و طرفداران معظم له هم در دفاع از ایشان به سابقه مبارزاتیش اشاره کردهاند. حالا کدامش قریب به صواب است به انصاف مخاطبین واگذار میشود.
نوشته شده توسط
در 22:40 |
لینک ثابت
•