تبليغاتX
باغچه - این روزهای عزیز

امسال سخت‌ترین ماه رمضان را سپری کردم.

سخت بود؛ اما باز هم زیبا بود.

تشنگی رو دوباره حس کردم

خستگی و بی‌حالی رو دوباره تجربه کردم؛ ولی باز هم جز زیبایی چیزی ندیدم.

و باز مثل همه رمضان‌های گذشته زیباترین لحظات لحظه شنیدن دعای سحر و لحظات افطار بود.

امسال حنانه خانم هم به جمع ما پیوست. عزیزی که هنوز به سن تکلیف نرسیده؛ ولی پا به پای بزرگ‌ترها این سی روز را روزه گرفت. حتی زیر آفتاب پر حرارت و داغ قم از بازی با هم‌بازی‌هایش دست نکشید؛ اما همیشه هم سرحال بود.

آقا محمدجواد هم همین‌طور. البته او سومین یا چهارمی سالش بود.

این روزها که به آخرین روزهای ماه مبارک رسیده‌ایم، از خدا می‌خواهم که این ماه را آخرین ماه رمضان ما قرار ندهد و روز قیامت که می‌گویند تشنگی‌اش سخت‌تر از همه چیز است زیر خنکای سایه رحمتش اندازه سایبانی جای‌مان دهد!

خدایا! ما را در اینم ماه عزیز از مرحومین قرار بده نه از محرومین!

ما فقط به امید بخشش تو نفس می‌کشیم. 

زندگی اگر زیباست؛ فقط به امید بخشش توست ای خدای مهربان! 

 

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در سه شنبه هشتم شهریور 1390 و ساعت 1:50 |