تبليغاتX
باغچه - او یک حقیقت است
او یک حقیقت است. یک حقیقت انکارناپذیر. او جزو ائمهٔ هدی علیهم‌السلام است. نه در شعر می‌گنجد، نه در خیال. نه داستان از عهدهٔ معرفی او برمی‌آید نه چیز دیگر.

 امام ما با ما زندگی می‌کند. با ما در میان آدمیان نفس می‌کشد. او سایهٔ سبز گلدسته‌های مسجد جمکران نیست. او رؤیای دست نیافتنی شاعران نیست. او قهرمان ساختگی هیچ داستان بلندی نیست. او یک حقیقت است. یک حقیقت ملموس. او یک قدرت است، یک اراده است. یک ارادهٔ آهنین.

امام ما فرزند رسول خداست. فرزند پیامبر خدا. پیامبری که مثل مردم عادی در میان مردم زاده شد. در میان مردم بزرگ شد و در میان همین مردم به پیامبری رسید و در میان همین مردم دارای معجزاتی شد. امام عزیز ما نیز،در میان همین مردم به دنیا آمد. پنج سال نیز با همین مردم زندگی کرد. با اینکه کودک بود؛ ولی مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار کرد.

او نماز میت بر پدرش خواند و بزرگی ظاهری عمویش نیز نتوانست مانع کار او شود. همان لحظه هیبت الهی او همه را مبهوت و مغلوب کرد.

امام ما بارها از غیب خبر داد. در همان پنج سالگی. او راهنمای گمشده‌گان بزرگانی از شهر قم شد. او از دل آنها خبر داد. از چیزهایی که در میان بار سفرشان بود.

او به اندازه‌ای خودش را به مردم معرفی کرد که آوازه‌اش در همان زمان در سرزمین مسلمانان بپیچد! او همان زمان کودکی‌اش بر همگان حجت را تمام کرد؛ امّا همیشه مردمی بوده‌اند که چشم خود را بر حقایق بسته‌اند. کور باد چنین چشم‌هایی!

اکنون نیز امام ما با ما زندگی می‌کنند. در میان ما. با ما. از احوال ما خبر دارند. بی‌خبر از اوضاع جهان نیز نیستند. اما بالاتر از او اراده‌ای بر جهان هستی حکومت می‌کند که آن ارادهٔ الهی است و هیچ کس را چاره‌ای جز تن دادن به ارادهٔ الهی نیست. حتی امام عزیز ما تسلیم ارادهٔ الهی است.

در این زمان، که ما رؤیای دست‌نیافتنی از او ساخته‌ایم و فقط او را در مسجد جمکران قم می‌جوییم، بندگان شیطان، ایادی دجال، تلاش می‌کنند که از مهدی موعود افسانه‌ای درست کنند. می‌خواهند او را قهرمان تخیلات معرفی کنند. در حالی که هرگز چنین نیست.

کسانی که به مهدی معتقدند باید اعتقادشان راسخ باشد. باید او را خوب بشناسند و عالمانه او را به دیگران بشناسانند.

متاسفانه مهدی‌شناسی و مهدی‌باوری ما در احساسات و تخیلات ما منحصر شده است. بنده اگر امشب با همهٔ عشق و ارادتی که به آستان آن عزیز دارم، برخلاف همیشه با قلم غیرشاعرانه نوشتم دلیلش این بود که چند جمله‌ای هم حرف حساب بزنم و به دوستان مخاطب بگویم که امام عزیز ما یک حقیقت است نه یک رؤیا! امیدوارم مولا از این وجیزه راضی و خشنود باشد.    

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در سه شنبه پنجم مرداد 1389 و ساعت 0:48 |