
مرد چشم از "فاصلهها" گرفت. سرش را به زیر انداخت. اشک چشمانش را سوزاند. قطره اشکی روی دستش چکید. بلند شد و تلویزیون را خاموش کرد. وقتی به بستر خزید و لحاف را سرش کشید، فقط به یک چیز فکر میکرد و آن «حرمت پدر!» بود که همه از آن فاصله گرفته بودند، حتی هنرمندان، رسانة ملی و سید عزتالله خان ضرغامی!
+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در شنبه دوم مرداد 1389 و ساعت
0:23 |

