تبليغاتX
باغچه - دا

کتاب «دا» را می‌خوانم و با سطر سطر آن اشک می‌ریزم.

کتاب دا را می‌خوانم و با سطر سطر آن در عمق تاریخ فرو می‌روم.

دا را می‌خوانم و با آن گذشته‌هایم را پیدا می‌کنم. گذشته‌ای که می‌رفت در گرد و غبار فراموشی گم شود...

اسم «خرّمشهر» برای اولین بار در هفت هشت سالگیم به گوشم خورد و آن وقتی بود که خرّم‌شهر آزاد شده بود و یکی از آشناها بعد از یک سال حضور در جبهه، به روستا برگشته بود. بعدها وقتی خبر شهادت پسر عمویم در عملیات آزادسازی خرمشهر رسید، بیشتر با اسم خرمشهر آشنا شدم. سال‌ها بعد هر چه بزرگ‌تر می‌شدیم بیشتر از این شهر می‌شنیدیم. خاطره‌هایی غیرواقعی و غلوّ‌آمیز، داستان‌هایی ساختگی و ... تا اینکه در 20 سالگی راهی جنوب شدم و در اسفندماه 1371 میهمان خرّم‌شهر عزیز شدم. با این حال اعتراف می‌کنم که برای من تا چندی پیش که کتاب «دا» را نخوانده بودم، فرق خرم‌شهر با شهرهایی مثل آبادان و دزفول و سوسنگرد چندان قابل درک نبود و...

آری این است معجزة نوشتن. چیزی که خانم حسینی سال‌ها از گفتن و نوشتن آن خاطرات طفره می‌رفته‌اند. شاید اگر ایشان زمینه را برای نگارش کتاب فراهم نمی‌کردند، افراد زیادی مثل من فقط به این بسنده می‌کردند که خرمشهری بوده و چند روزی به اشغال دشمن رفته و بعدش هم آزاد شده است. اما وقتی خواننده کتاب دا را به دست می‌گیرد و می‌خواند انگار از اولین روزهای درگیری با دشمنان بعثی در خرمشهر زندگی می‌کند و پا به پای راوی خاطرات به کوچه‌های غم گرفته خرمشهر پا می‌گذارد و می‌بیند آنچه بر خرمشهر گذشته است. می‌بیند و می‌گرید...

کتاب دا تاریخ شفاهی اولین روزهای هشت سال دفاع مقدس است. تاریخی که هنوز مورخ آن زنده است و شاهدان زیادی بر این تاریخ صحه می‌گذارند. و به نظر بنده اگر کتاب دا نوشته نمی‌شد، حماسة خونین‌شهر ناتمام مانده بود. همچنانکه اگر زینب سلام الله علیها، پیام‌آور عاشورا نبود، حماسة عاشورا عقیم می‌ماند.

کتاب دا را می‌خوانم و با شخصیت‌های اصلی و فرعی آن احساس هم‌ذات‌پنداری می‌کنم.

کتاب دا را می‌خوانم و به روح شهید بزرگوار سیدحسین و سیدعلی(پدر و پسر) درود می‌فرستم.

کتاب دا را می‌خوانم و به خواهر سیده‌زهرا حسینی (راوی خاطرات) خسته نباشید می‌گویم.

کتاب دا را می‌خوانم و به خرمشهر عزیز عشق می‌ورزم.

کتاب دا را می‌خوانم و به همه مدافعان درود می‌فرستم.

دا را مثل مادر خود دوست می‌دارم. دا برای همه ما دا است.

کتاب دا را می‌خوانم و از صمیم قلب به سرکار خانم سیده اعظم حسینی(نویسندة کتاب دا) تبریک عرض می‌کنم. تبریک به خاطر ثبت این واقعه عظیم و به خاطر همه موفقیت‌هایی که کسب کرده و خواهد کرد.

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در شنبه بیست و نهم خرداد 1389 و ساعت 0:48 |