تبليغاتX
باغچه - من، محبوبه و دیگران(داستان دنباله دار)

دیروز بعد از مدت‌ها تلاش بالاخره توانستم طلب‌هایی که از این و اون داشتم وصول کنم. شاید باور نکنید، ولی باور کنید که حسابم پر شد و طولی نکشید که از رئیس بانک گرفته تا همه کسانی که شاهد واریز کردن آن همه مبلغ به حسابم بودند، بهم شک کردند. خدا می‌داند چقدر توضیح دادم ومدارک و اسناد نشانشان دادم که شکشان برطرف شد. من یک گونی چک پول با خودم به بانک آورده بودم.

ادامه

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 23:56 |