پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
بعد از نوشتن مطلب «چرا، واقعاً چرا؟» تعدادی از دوستان تشریف آورده و راجع به مطلب ما چنین اظهار نظر فرمودهاند. با احترام به این بزرگواران جوابشان را زیر مطلبشان مینویسم.
«یک نفر»
من که نمیدانم سلام بچه ها چه هیزم تری به تو فروخته اما مطالعه کن زحمت بکش حرف برای گفتن داشته باش ان وقت می ایند سراغت ولازم نیست فریاد انا الحق سر دهی خودت باید برای خودت ارزش قایل باشی نه از دیگران انتظار داشته باشی دیگران هم که به تو میگویند بس کن به خاطر خودت میگن کوچیک نکن خودتو
جواب:
جناب آقای یک نفر! ای کاش در پشت کلمه «یک نفر» سنگر نمیگرفتی! خوب بود، خودتان را معرفی کرده و دوستانه مطلبت را مینوشتی. راجع به مجله سلام بچهها و پوپک و سنجاقک گفتنی را گفتم و بیشتر از این لازم نمیدانم بگویم...به اطلاع حضرتعالی میرسانم که بنده مطالعه میکنم، زحمت هم میکشم و همیشه حرف هم برای گفتن دارم(خود این وبلاگ دلیل خوبی است چون هر روز بروزش میکنم) و الحمدلله همیشه شرمنده دوستان هستم و معمولا به سراغم میآیند و از این بابت هیچ وقت احساس کمبود نکردهام. فریاد من اناالحق نبود. من خودم را کوچک همه بزرگواران میدانم و دوستان همه شاهدند که من همیشه نسبت به اساتید و بزرگترهای خودم احترام ویژهای قایل میشوم؛ اگرچه معمولا مورد بیمهری و کم لطفی این بزرگواران هستم و خود حضرت عالی یکی از آنها هستید. خودم برای خودم هم ارزش قایل هستم؛ فقط دردم از بیعدالتیها و افزونهخواهی بعضیهاست! ان الله بصیر بالعباد!
«ن»
خیلی نمک به حرامی!
جواب:
جناب آقای «ن»! شما از این موقعیت سؤ استفاده نکن، من در بین دوستان و اساتیدم کسی را سراغ ندارم که چنین هتاک باشد. این مسائل به خود ما مربوط است. لطفاً شما دخالت نکنید. هرچه هم باشیم نمک به حرام نیستیم. اگر نمک بخوریم عوضش شکر میدهیم!
«میشناسید حتمن»
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باور کنید پاسخ ایینه سنگ نیست درخت پربار همیشه سنگ میخورد. مردان بزرگ را از تعداد دشمنانشان میشود شناخت. برو این دام بر مرغی دگر نه که عنقا رابلند است اشیانه. قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.با این توهینها گناه خودتو زیاد نکن ان بعض ظن اثم درس حوزه هم نخونده ام
جواب:
مرد یا زن مؤمن! من از کجا بشناسم شما را؟ مگر علم غیب دارم؟ حالا، باور کنید من بیحرمتی نمیکنم. این چیزهایی را که گفتهام با چشم خود دیده و از نزدیک حسش کردهام. خوبان خوبند ما هم قبولشان داریم. ما از این خوبان انتظار داریم تنگ نظر نباشند. فقط خودشان را نبینند. زیر پایشان را هم نگاه کنند. و به حرفهای حق هم توجه اندکی داشته باشند. امیدوارم گناهی در کار نباشد که اگر باشد شما به فکر خودتان باشید که دارید از بیعدالتیها دفاع میکنید. شما از ظن سخن میگویید در حالی که خودتان هم یقین دارید بیعدالتی و انحصارطلبی و طردهای بیمورد بیداد میکند.
تتمه: بنده از حرفهای دوستان استقبال میکنم. حتی حاضرم با همه بزرگواران هم مناظره داشته باشم، خیلی جالب است برای من. من خیلی از همین حرفها را چند روز پیش با آقای پوروهاب و ملامحمدی میزدم. به دوستان دیگر هم میگویم و باکی از کسی ندارم. اگر حق است تأیید کنند و اگر ناحق است جواب حق بدهند. چرا هتاکی میکنند؟ چرا؟ واقعاً چرا؟ |