تبليغاتX
باغچه

به بهانهٔ پخش شایعات مداوم مبنی بر فوت حاج صادق آهنگران

صدای تو دوباره دل مرا از شهر برمی‌دارد و با خودش می‌برد.

صدای تو مرا می‌برد از بالای تپه‌ها و کوه‌ها،

و عبور می‌دهد از روی ابرها

و می‌رساند به دوردست‌ها!

...

و اگر نبود صدای تو، ذائقهٔ ما، طمع خوش آن روزها را فراموش می‌کرد.

"صدای تو خوب است!"

ای خوب!

تو زنده خواهی ماند

و آوای خوش دوست،

همچنان از حنجره‌ات منتشر خواهد شد! 

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در سه شنبه نوزدهم مهر 1390 و ساعت 1:49 |
در استقبال از شعر استاد قزوه

جناب قزوه! ما می‌دانیم 3هزار میلیارد چقدر است

 و چند صفر دارد؛

فقط کافی است صفری از آن،

 وضع ده بیست نفر شاعر را خوب کند!

وقتی شاعری هوس وام می‌کند و پیدا نمی‌کند؛

وقتی هیچ کس حاضر نیست ضامن وام 300هزار تومانی او شود،

یکی از این صفرها می‌تواند تا مدت‌ها برای او حس شعرهای فی‌البداهه تولید کند!

وای! چه کسی مسوول گذاشتن این صفرها جلوی اعداد است؟

اگر او را یافتی بگو جلوی اعداد یارانه‌ها نیز صفر دیگری بگذارد

تا ما نیز بتوانیم برنج ایرانی بخریم

و پلوی زعفرانی بخوریم. 

 

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 23:37 |
دفتر اول رمان رقص سنگ دوست عزیزم جناب محسن صالحی حاجی‌آبادی منتشر شد. این کتاب توسط نشر ستارگان درخشان اصفهان به چاپ رسیده است.

رقص سنگ، قصهٔ سنگرسازان بی‌سنگری است که جام شهادت را لاجرعه به سر کشیدند.

یادداشت تقریبا مفصلی به این کتاب نوشته‌ام که بلافاصله بعد از چاپ در ماهنامهٔ باران آبان، اینجا منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در یکشنبه دهم مهر 1390 و ساعت 0:31 |

این جاده

به انتها نمی‌رسد

و من در هجوم این برگ‌های ریزان

پر شده‌ام

از احساس بارانی پاییز!

 

+ نوشته شده توسط مجید محبوبی در پنجشنبه هفتم مهر 1390 و ساعت 15:29 |